تبليغاتX
بام اضطراب - هیجان اشغال

بام اضطراب

صحبت های اخیر احمدی نژاد در آمریکا و مصاحبه اش با CBS جنجال های زیادی در بین مطبوعات داخلی و خارجی در بر داشت و بسیار از مواضع مختلف به آنها پرداخته شد. اما یک نکته در میان مصاحبه او با شبکه CBS برای من قابل توجه بود.
احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که حمله آمریکا به صدام به نفع شما بود نتوانست هیجان خود را پنهان کند و از این حمله ابراز خوشحالی کرد. این ابراز خوشحالی به انحای مختلف در همان روزهای آغازین اشغال آشکار می شد اما هیجان آقای مهندس تا جایی پیش رفت که گفت ما فکر کردیم آمریکا قصد جبران گذشته خود را دارد!!!!!!!! در واقع بوش نئوکان قصد دارد مفاسدی را که دیگر رهبران آمریکا بوجود آورده اند از بین ببرد و اینبار گلی به گوشه جمال آنهایی بزند که عمری استثمار شان کرده است.
اما خوش بینی آقای مهندس و دوستانشان از سه منظر قابل توجیه است.
1- فرض بر تغییر سیاست های آمریکا
این فرضیه در همان سالهای1991 که آمریکا با حربه نجات کویت وارد جنگ شد مردود شد. در آن سال هنگام بازگشت نیروهای شکست خورده عراقی بصره آماج شورش هایی واقع شد که پیش بینی می شد صدام را که در شرایط بحرانی به لحاط خارجی قرار داشت سرنگون سازد. یا لااقل فشار جدی به رژیم صدام وارد می شد که می توانست نیروی زیادی در شهرهای دیگر آزاد کند. اما آمریکایی ها در مقابل چنین حادثه ای منع رفت و آمد هوایی بصره را لغو کردند! و صدام توانست با بمباران شهر، مقاومت مردم را در هم بکوبد! از سویی این روزها اسناد مدعی اند صدام کناره گیری از قدرت را با شروطی پذیرفته بوده است. این اسناد اخیرا در روزنامه الپاییس اسپانیا و الشرق الاوسط منتشر شده است. ضمن آنکه همان روزها خبری مبنی بر اینکه صدام تایید حمله به کویت را از آمریکا گرفته است منتشر شد که ریز این خبر بعدها در گزارش های مختلف تایید شد.این اخبار موید این موضوع بود که هدف آمریکا از ابتدا نه امحای تروریسم و نه نجات هیچ جای دیگریست.
در واقع این پیش فرض که حسن نیت آمریکایی ها در آن مقطع مد نظر سیاست مدارانی بوده که سالهای در جنگ و صحنه های دیگر آبدیده شده اند پذیرفته شده نیست.
2- کینه از صدام
شاید بتوان ادعا کرد که کینه از صدام و عراق طی جنگ 8ساله به این دید دامن زد. اما اسنادی که امروز منتشر می شود حاکی از این نکته است که ظاهرا کینه زیادی هم در بین نبوده است و کسی که قرار بوده قدس را از طریق کربلا آزاد کند مردم بودند. برخی از مسئولین محترم بی هیچ کینه ای همچون دیگر سیاست ورزان در پی آتش بس بودند. اما با این تبصره که مترصد موقعیت برتر نشسته بودند. این تبصره هیچگاه آنگونه که باید و شاید محقق نشد و همین عدم تحقق، جنگ را در غالب عملیات های بزرگ پیش برد. از سویی سالهای جنگ می بایست کینه از آمریکا را به موازات یا شاید حتی بیش از کینه نسبت به صدام در دل آن بزرگواران می نشاند. باز پس گیری فاو توسط عراق و با کمک آمریکا، حضور جانبدارانه از عراق در خلیج فارس، فروش و اجاره انواع سلاح ها و بی تفاوتی نسبت به کاربرد سلاح های نامتعارف توسط صدام، همه مصدق و موید این مسئله اندکه کینه از صدام نمی توانست به شادکامی دوستان از پیروزی آمریکا بیانجامد.
3- اشتراک در منافع
این فرضیه نیز به عنوان یک گزینه قابل توجه است. البته ایران در افغانستان و عراق منافع گسترده ای دارد که می بایست آنها را پیگیری کند اما ظاهرا دارد اشتباه جنگ 8 ساله تکرار می شود که به جای یکرنگی با مردم به یکرنگی با مک فارلین رسیدیم!! او خبر داشت که چه اتفاقی در حال وقوع است اما مردم خود را برای شهادت آماده می کردند!! قابل پیش بینی است که معامله ای این چنینی با دلالی که عمری را به دلالی گذرانده می تواند منجر به خسران باشد. بر خلاف بسیاری من معتقدم آمریکا هوشیارانه و عاقلانه دست به حمله به عراق زد و منافع زیادی در این حمله عاید آنها شد. نفت و هژمونی از جمله سرفصل های کلی آن است. در واقع معتقدم 11 سپتامبر واقعه ای خوش یمن در روزشمار سیاست مداران آمریکایی بود. چرا که بحران های اقتصادی وحشتناک اخیر آمریکا _ قصد ندارم متوهمانه به دنبال متهم بگردم اما نمی توان تبعات 11 سپتامبر را به طور کامل بررسی نکرد_ لااقل به تعویق افتاد. و 11 سپتامبرتاریخی بد یمن در روزشمار خاورمیانه است. چرا که سالها روند توسعه را در این منطقه مختل کرد و آتشی بر جان مردم این منطقه ریخت که معلوم نیست چه روزی خاموش خواهد شد.
باید به آقای مهندس محمود احمدی نژاد گفت همان هنگامی که از دموکراسی مسلح هیجان زده شدید باید در انتظار تبعات امروزین آن نیز می بودید. سلاح های آمریکایی تا به حال به هیچ جایی آزادی با خود نبرده بودند. و البته شما هم این را می دانستید . اما واقعا پی گیری منافع در خارج از مرزها که سیاست آمریکا در تمام ادوار تاریخی اش بوده آیا می تواند برای ما هم دستاورد داشته باشد؟ باید توجه داشت که شوروی هیچگاه رقیب جدی آمریکا در این عرصه نبود. به نظر نمی رسد آمریکا در این عرصه خود را نیازمند شریک بداند بلکه تنها آنچه مد نظر آنهاست مزدوری و سرسپردگی است که در مورد آقایان باید زبان به دهان گزید از چنین گزافه!!
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 12:11  توسط مهدی   |