بابا بزرگها حتما اين جمله را به ياد ميآورند :" از بي همه چيزي سيخكي بر گردكي ميماليم" ميگويند اين جمله از ابداعات فرهنگستان زبان شاه بوده و معنيش ميشده اين كه از نقطهاي خطي بر دايرهاي مماس ميكنيم مثل اينكه با بخشنامهي جديد دولت بايد باز هم منتظر چنين دستاوردهايي باشيم.
به نظرمان می رسید که دفاع خوبی بود اما ظاهرا هیئت منصفه منتظر یک دفاع خوب نبود و شاید هم اصلا نیازی به دفاع نمیدید!! البته در حین دفاع به نظرم می رسید که برخی از مطالب دفاعیه بیشتر با اتهامات وارده هم خوان است تا مطالب چشم انداز و شاید لازم بود از موارد اتهامی دفاعیه هم ...
چند نکته جالب در دادگاه:
۱- در حین دفاع یک یادداشت از سوی یک عضو محترم هیئت منصفه به دست قاضی رسید و سوالی مطرح شده بود تا اینجا کار عجیب نبود اما وقتی سوال قرائت شد متوجه شدیم که سوال مربوط به هیچکدام از هشت پرونده مطروحه نیست !! و فایده اش آگه شدن از اسرار غیب توسط ما بود شاید یکی از پرونده های بعدی همین باشد
۲- یک یادداشت از نیروی انتظامی رسید که با تحقیقات گسترده متوجه شده بودند که ویژه نامه کوی در سال ۸۴ در تیراژ ۵۶۰۰نسخه توسط شرکت نامه امروز توزیع شده و چقدر از آن برگشته و باز امسال هم توزیع شده و قس علی هذا که البته مهندس میثمی هم اعتراف کرد که در نمایشگاه هم توزیع شده است و من فهمیدم که واقعا چه اندازه کار پژوهشی روی پرونده ها انجام می شود! جالب تر آنکه گفتند نیروی انتظامی با تحقیق از کیوسک ها این موضوع را فهمیده!!!!
البته میثمی هم در جواب گفت خوب اگر این کار را نمی کردیم و در انبار نگه می داشتیم یا آتش می زدیم که حماقت بود!
در پایان دادگاه مهندس از اعضای هیئت منصفه خواست چه محکوم شدیم چه نشدیم یک راهنمایی هم همراه حکم باشد که اگر کسی خواست در این نظام کار فرهنگی کند چه کاری باید انجام دهد!؟
و اما یک مسئله آموزشی هم قابل توجه روزنامه نگاران :
صبح دوشنبه در صفحه حوادث کیهان مطلبی دیدم که به قدرت تحلیل این روزنامه پرسابقه واقعا آگاه شدم باوجودی که هیئت منصفه به ما گفتند که تا یک هفته دیگر نظرشان را اعلام می کنند کیهان حکم هیئت منصفه را چاپ کرده بود! که از آنجایی که من به خطی بودن زمان اعتقاد ندارم حتما کیهان... الله اعلم
شاید هم قدرت تحلیل آنها را به اینجا رسانده که قابل توجه روزنامه نگاران است
با يادي از اعصار بربريت و چنگيز و خاندان و اسلافش
اكبر محمدي در اثر اعتصاب غذا جان سپرد
ايمن الظواهري اعلام كرد كه مسلمانان در تمام دنيا به منافع اسراييل ضربه بزنند در نگاه اول به نظر ميرسد اين موضع از جانب يك مسلمان در دفاع از همكيش خود عنوان شده است اما در پس اين تحليل چند نكته نيز به نظر ميرسد:
1- ايمن الظواهري اعلام كرد اين جنگ يك جنگ صليبي است در نتيجه:
الف: بر مواضع بوش حاكي از صليبي بودن جنگ صحه گذاشت
ب: به اجماع مذهبي یهودیان عليه حزب الله دامن ميزند در صورتي كه موضع حزب الله اين نيست
ج: با توجه به كثير المله بودن لبنان اين موضع منجر به ايجاد تضادهاي فرعي در داخل لبنان ميشود
د: تضاد هاي بوجود آمده در كشور بسيار كم تضاد اسراييل را حل ميكند
2- ايمن الظواهري اعلام كرد انتقام اين عمليات را از اسپانيا تا چين بايد پس دهند.
الف: اين موضع گيري منجر به حل تضادهاي برون آمده از كنفرانس رم مي شود و دقيقا خط امريكاست
ب: تمامي اروپا حملات اسراييل را نامتناسب با عمل حزب الله ميدانند و اظهارات القاعده دنيا را در فاز مقابله با تروريسم فرو مي برد كه برنامه آمريكا براي سلطه بر نفت و دنيا است.
3- تهديدات القاعده مقاومت لبنان را كه بسيار موجه و قابل دفاع است و مخصوصا مواضع مترقي سيد حسن نصرالله را تبديل به تروريسم ميكند و به خصوص اگر در فاز ترورهاي خشن ـ مانند آنچه الزرقاوي انجام ميدادـ فرو رود منجر به كور شدن خط مقاومت ميشود.
در ادامه بايد خاطر نشان كرد خط حزبالله و نصرالله خط اجراي تمام قطعنامههاي سازمان ملل است ـ اگر قرار است قطعنامهاي اجرا شود تمام قطعنامهها اجرا شود ـ و اين خط در صورت تداوم منجر به سرنگوني مشي جنگ طلبانه اسراييل خواهد شد. در واقع بايد از دفاع تند تر از اين رزمندگان پيشرو خودداري كرد و كاتوليك تر از پاپ نبود. خطيب جمعه تهران احمد خاتمي تمام توان خود را در محكوميت شوراي امنيت و سازمانملل به كار برد در حالي كه حزبالله در حال حاضر چنين موضع چپروانهاي ندارد. فراموش نكنيم كه نبايد انتظار استحصال خلق الساعه آمال را داشته باشيم.
همچنين بايد توجه داشت كه القاعده تا به حال هيچ موضعي عليه اسراييل نگرفته است و اين موضوع خود ترديدي ديگر مضاف بر نحوهي پيدايش اين گروه ايجاد مي كند. چرا كه بسياري از توده هاي منطقه در پي مبارزه با سلطه طلبي هاي امريكا به اين جريان پيوستهاند و اظهار نظر ظواهري ناشي از فشار تودههاي القاعده و در جهت جلوگيري از بحراني بود كه در صورت عدم موضع گیری گريبانگير اين جريان مي شد. به نظر می رسد یکی از اهداف القاعده سوق دادن حزب الله به سمت چپ روی است این مسئله می تواند منجر به اجماع جهانی علیه حزب الله شود.
